ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

185

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گفته بود براى ابو بكر نقل كرد و ابو بكر طلحه را به حضور پيامبر ( ص ) برد و طلحه مسلمان شد و آنچه را كه راهب گفته بود براى ايشان هم بيان كرد و پيامبر ( ص ) از اين موضوع خوشحال شد . چون ابو بكر و طلحه مسلمان شدند ، نوفل بن خويلد بن عدويه آن دو را گرفت و با يك ريسمان بست و خاندان تيم هم از آن دو دفاعى نكردند . نوفل معروف به شير قريش بود ، گويد : به همين مناسبت ابو بكر و طلحه را هم بند مىگفتند . واقدى از فائد آزاد كردهء عبد الله بن على بن ابى رافع ، از عبد الله بن سعد ، از پدرش روايت مىكند * چون پيامبر ( ص ) هنگام هجرت به مدينه از منطقهء خرّار حركت فرمود فرداى آن روز طلحة بن عبيد الله كه از شام با كاروانى بر مىگشت آن حضرت را ملاقات كرد و به پيامبر ( ص ) و ابو بكر از جامه‌هاى شام پوشاند و گفت : مسلمانانى كه در مدينه‌اند براى آمدن رسول خدا سخت منتظرند ، اين بود كه پيامبر ( ص ) شتابان به راه ادامه داد و طلحه به مكه آمد و كارهاى خود را انجام داد و با خانوادهء ابو بكر به مدينه حركت كرد و او ايشان را با خود به مدينه برد . واقدى از عبد الجبار بن عمارة ، از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم نقل مىكند * چون طلحه به مدينه هجرت كرد به خانهء اسعد بن زراره منزل كرد . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى ، از پدرش نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) ميان طلحه و سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل عقد برادرى بست . واقدى از اسحاق بن يحيى بن طلحه ، از عمويش عيسى بن طلحه و مخرمة بن بكير از پدرش ، از بسر بن سعيد نقل مىكردند * پيامبر ( ص ) ميان طلحه و ابى بن كعب عقد برادرى بسته است . واقدى از محمد بن عبد الله ، از زهرى ، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه نقل مىكند * پيامبر ( ص ) زمين خانهء طلحه را به او اختصاص دادند . واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از مسور بن رفاعة ، از عبد الله بن مكنف ، از حارثه انصار و همچنين از قول كسان ديگر نقل مىكند كه مىگفته‌اند * چون پيامبر ( ص ) زمان بيرون آمدن كاروان قريش را در جنگ بدر تخمين زد ، طلحة بن عبيد الله و سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل را پيش از آنكه از مدينه بيرون بيايد روانه فرمود تا اخبار مربوط به كاروان را به دست آوردند و آن دو ده شب پيش از حركت پيامبر ( ص ) بيرون آمدند و خود را به منطقهء حورا رساندند و همان جا ماندند تا كاروان قريش از آن جا گذشت و اتفاقا پيش